راز !
این ادبیات ، کالای مهمی است . رمان جنایی ،
داروی مخدری است که تناسب های زندگی را
بر هم می زند و به این ترتیب دنیای خواننده را
مختل می کند . موضوع همه ی رمان های جنایی،
کشف راز است ؛ کشف رازی که در پس حوادث
خارق العاده پنهان است ؛ ولی در زندگی ، وضع
درست خلاف این است . راز ، خود را در پشت
صحنه مخفی نکرده است . عریان و عیان جلو
چشمهایتان ایستاده است . از بدیهی ترین
چیزهاست . این است که چشممان را نمی گیرد .
بزرگترین رمان های جنایی ممکن ، همین وقایع
بدیهی روزمره اند . در هر ثانیه ، بی توجه از کنار
هزارها جسد و جنایت می گذریم . این ، مسیر
عادی زندگی ماست . تازه اگر به رغم عادت ،
چیزی چشممان را بگیرد ، داروی مسکن دست
اولی در اختیار داریم : رمان جنایی . رمان
جنایی،رازهای وجود را به صورت پدیده های
قابل مجازات جلوه می دهد .
کافکا - از کتاب "گذرنامه ی روح من " نویسنده : نقی سلیمانی .