نمایشگاه معنویت

 

                 

معمولا اهل منبر وقتی که می خواهند قضیه ی

کربلا را بزرگ کنند جنبه ی فاجعه بودن و ظلم

و ستم را بزرگ می کنند در جستجوی پیدا کردن 

و جعل کردن فاجعه هایی هستند با بیان های 

مختلف و تشبیهات و مجسم ساختن ها جنبه ی

فاجعه بودن را تقویت می کنند و حال آنک ما 

باید از خود بپرسیم : بزرگی حادثه ی کربلا

از چه نظر است ؟ آیا از نظر فجیع بودن است ؟ 

قطعا این فاجعه . فاجعه ی کم نظیری است ولی

فاجعه ی عظیم و شاید عظیم تر از این در دنیا 

زیاد بوده . 

خود فاجعه ی مدینه کمتر از فاجعه ی کربلا نبوده

عظمت مطلب از لحاظ سیدالشهداء و یاران آن 

حضرت است نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و

اتباع و اشیاء آنها  . عظمت سعادت است و نه

عظمت شقاوت .

کربلا بیش از آن اندازه که که نمایشگاه شقاوت و

بدی و ظهور پلیدی بشر باشد نمایشگاه روحانیت

و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است ولی اهل

منبر کمتر به آن جنبه توجه دارند و به عبارت 

دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه کرد که

اباعبدالله و اباالفضل و زینب قهرمان داستانند نه

از آن جهت که شمر و سنان قهرمان داستانند .

 

با کمی تخلص از کتاب "حماسه ی حسینی " اثز شهیر مرتضی مطهری 

 

آزادی و زنجیر

عرض كرديم

 معتقدات بشر بر يكى از دو پايه ميتواند باشد.

گاهى پايه اعتقاد بشر يك تفكر آزاد است.

انسان با يك عقل و فكر آزاد

از روى تامل و انديشه واقعى

عقيده اى را انتخاب ميكند.

ولى گاهى عقيده اى به بشر تحميل ميشود .

از هر راهى.

ولو تقليد آبا و اجداد.

و بعد انسان به آن عقيده خو ميگيرد

و آن عقيده بدون آنكه با قوه تفكر او

كوچكترين ارتباطى داشته باشد

در روح او مستقر ميگردد.

اولين خاصيت و اثر اينگونه عقايد اينست

كه جلوى تفكر آزاد انسان را ميگيرد

و بصورت زنجيرى

براى عقل و فكر انسان در مى آيد.

اينگونه عقايد عبارتست از

يك سلسله زنجيرهاى اعتيادى و عرفى و تقليدى

كه به دست و پاى فكر و روح انسان بسته ميشود

و همان طورى كه يك آدم به زنجير كشيده

و به غل بسته شده

خودش قادر نيست آن زنجير را

از دست و پا و گردن او باز كند

شخص ديگرى لازم است

تا با وسايلى كه در اختيار دارد

آن را از دست و پا و گردن او باز كند.

ملتهايى هم كه نه از روى تفكر

بلكه از روى يك نوع عادت يا تقليد و تلقين

عقايدى را پذيرفته اند

چون فكر آنها را به زنجير كشيده است

نيروى ديگرى لازم است

كه اين زنجيرها را پاره كند.

عرض نمى كنم كه يك زنجير ديگرى

به دست و پاى او بنهد

و يا عقيده مبتنى بر فكر و انديشه را

به او تحميل كند بلكه ميگويم كه

او را از اين زنجيرها آزاد كند

تا بتواند خودش آزادانه فكر كند

و عقيده اى را بر مبناى تفكر انتخاب كند.

اين از بزرگترين خدمتهايى است

كه يك فرد ميتواند به بشريت عرضه بدارد.

 

از کتاب پیرامون جمهوری اسلامی

نوشته مرتضی مطهری