" معجزات نه برخلاف طبیعت که برخلاف

 آنچه ما از طبیعت می دانیم روی می دهند ."
                                                                                            قدیس اوگوستین

 

... و از همه  حیاتی تر اینکه علم

می باید عینیت گرایی را جانشین دلباختگی

نسبت به خود کند –یعنی بهترین راه مطالعه ی

 طبیعت را فاصله گرفتن . تحلیل گرا و

 بدون تعصب عینیت گرا بودن بداند – و سعی

کند بیشتر در این حوزه ها مشارکت داشته باشد

 . اهمیت این تغییر دیدگاه را  بسیاری از

 پژوهشگران از جمله هارمن مورد

 تاکید قرار داده اند . و ما تایید لزوم

 آن را به کرات در این کتاب دیده ایم .

در جهانی که آگاهی یک فیزیک دان بر

واقعیت یک ذره ی زیر اتمی اثر می گذارد .

 رفتار و برخورد یک پزشک بر کاربرد دارویی

 تاثیر می بخشد . یت ذهن یک آزمایشگر

 بر نحوه ی عملکرد یک دستگاه موثر است .

 و عالم مثال می تواند  در واقعیت فیزیکی

 و جسمانی منتشر شود . دیگر نمی توان

بیش از این وانمود کرد که ما از آنچه مطالعه و

 بررسی می کنیم  جدا هستیم .

 در جهان هولوگرافیک و عینی-ذهنی جهانی

 که در آن همه چیز جزئی از یک تداوم

 یکپارچه است . عینیت گراییی صرف نمی تواند

 امکان پذیر باشد ... .

..

 

...ما باید همشه به اخطار "بوهم" گوش فرا

 دهیم که می گوید طبقه بندی های مفهومی ای

 که ما به کار می بریم تا جهان را نقطیع و

 تجزیه کنیم . کار خودمان است . اینها جایی در

 "آنجا" ندارند چون در "آنجا" فقط  تمامیت

 تقسیم ناپذیر در کار است . یعنی برهمن .

 و ما هرگاه که توانستیم از عرصه ی تحمیلی

  طبقه بندی های مفهومی فرابگذریم آن گاه باید

 همواره خود را آماده سازیم که به جلو حرکت کنیم

. از یک حالت روحی به حالت روحی دیگر  رویم .

 یا بگفته ی سری اوروبیندو از اشراقی به اشراقی

دیگر . چه قصد و نظر ما همان قدر که به ظاهر

 ساده به نظر می آید بی انتهاست .

 

با تازه داریم به گفته ی بومی های استرالیا

 می آموزیم که چگونه در جاودانگی

 دوام آوریم ... .

 

از کتاب "چهان هولوگرافیک" اثر مایکل تالبوت- ترجمه ی داریوش مهرجویی