حریم خصوصى-قسمت اول-
برداشت اول-
شب از نيمه گذشته است.
روز پركارى در انتظار طبقه نهم است.
اما گويى طبقه دهمى ها خيال خوابيدن ندارند
و جنجالى به راه انداخته اند
كه آن سرش ناپيداست.
آقاى طبقه نهم به همسرش ميگويد:
"ديگر نميتوانم تحمل كنم.
اين شده كار هر شبشان.فردا ميروم دادگاه!"
برداشت دوم-
آقاى خواننده وارد سايت... كه ميشود
تيتر خبر را مى بيند كه با فونت درشت
به او چشمك ميزند:
"فيلم خواننده معروف در حال... ."
بايد كارى انجام دهد.
اين گونه كه روزنامه نگارنماها پيش ميروند
آينده اى براى او نمى ماند.
برداشت سوم-
آقاى آگاهى مقابل حميد نشسته است.
دروازه هاى آينده پشت سر آقاى آگاهى قرار دارد.
اگر حميد درست جواب دهد
آينده به او لبخند ميزند.
آگاهى ميپرسد:
"نماز مى خوانيد؟ چند بار در ماه
در نماز جماعت شركت ميكنيد؟
روز قدس ناهار چى خورديد؟"
و حميد مى انديشد:
"قيمت خريد آينده شان چيست؟؟"
برداشت چهارم-
ايست بازرسى سر خيابان
جلو آرش بيست و چهار ساله را ميگيرد.
ماشین را ميگردند.
از او و دخترى كه كنار او نشسته
نسبتشان را ميپرسند.
آرش به خانه برميگردد.
پدر كه وكيل است از اينكه آرش
به پليس اجازه داده
حريم خصوصى او را بشكنند سخت ناراحت است:
"پسر وكيل باشى و
ندانى ماشين حريم خصوصى توست؟؟"
ادامه اساسی دارد....
برگرفته از مقاله روزنامه شرق
به تاریخ بیست و چهار اردیبهشت ۸۶